جستجو
English
نقشه سایت
تماس با ما
صفحه اصلی
Skip Navigation Links
اساتید  
لینک های مفید  
دوره مربیگری  
موسیقی درمانی  
آموزش موسیقی به والدین  
پایان دوره سازهای تخصصی  
 

ویژه نامه‌ی اجرای گروه پارس در جشنواره‌ی فجر

جمعه بیست و دوم دی ماه 1396 در تالار رودکی (وحدت) شاهد دو برنامه از مرکز موسیقی پارس بودیم. یکی از بخش‌های اجرا را ارکستر بزرگ کوبه‌ای پارس به سرپرستی هنرمند گرامی آقای امیرمقرب صمدی، با همکاری گروه‌نوازی موسیقی ایرانی که زیر نظر سرکار خانم گلنوش صالحی بود، به عهده داشتند.

بخش دیگر کنسرت به اجرای ارکستر بزرگ پارس اختصاص داشت که در آن ناصر نظر بر سکوی تالار ایستاد و اجرای چهار اثر از آثار خود را رهبری کرد. لیکن پیش از آنکه به جزئیات اجرا برسیم، لازم است چند خطی در باب تنوع و تکثر فرهنگ بگوییم.

تصورش را بکنید که فرهنگ‌ها با هم داد و ستد نداشتند؛ فرض کنید که دیوار چین تنها دیوار بلند جهان نبود؛ فکر کنید بین مکزیک و ایالات‌متحده، ایران و پاکستان، آلمان و اتریش، روسیه و اکراین و صدها مرز دیگر هم دیوار می‌کشیدند. همین‌که چنین جهانی را ترسیم کنیم، بی‌درنگ باید از خود بپرسیم، خب پس پیشرفت‌ها و دستاوردهامان را چطور با همدیگر شریک شویم؟ داروها و کشف‌های پزشکی را چطور به دست یکدیگر برسانیم؟

به گزارش یونیسف، هر 30 ثانیه، یک کودک به مالاریا جان می‌دهد. اگر دورتادور کشور پِرو دیواری کشیده می‌شد، ما هم نمی‌توانستیم از درختان چین‌چونای این کشور داروی ضد مالاریا بسازیم. اصلا «ما»یی نبود که بخواهد به داد کودکان آسیب‌دیده برسد. ما مردم زمین به 7000 زبان سخن می‌گوییم و به نحوی با همدیگر پیوند برقرار می‌کنیم. یکی از مهم‌ترین این زبان‌ها و ای‌بسا کهنه‌ترین زبان بشری، زبان موسیقی است – در اثبات این ادعا همین بس که کهن‌ترین زبان مکتوب بشری همان زبان سومری است که 3000 و اندی سال پیش از میلاد بر لوح‌ها ثبت می‌شد، اما کهن‌ترین سازهای موسیقی به‌مراتب بیش از زبان پیشینه دارند. این زبان رنگ پوست و محل سکونت و سن و جنسیت نمی‌شناسد و بنی‌آدم را به یکدیگر پیوند می‌دهد.

[و اما اجرای ارکستر...] همین‌که پرده‌ها بالا رفت و نور بر صحن تالار وحدت تابید، مخاطبان از شمار اجراکنندگان روی صحنه در شگفت افتادند. ارکستر بزرگ پارس به همراه ارکستر ریکوردر پارس و با جلوه‌ای از گروه حرکت و موسیقی و گروه کُر پارس و در غایت، شش خواننده‌ی نوجوان در لباس سولیست آوازِ آراسته به لباس‌های بومی و محلی سرزمین‌های مختلف، بر صحنه گام گذاشتند و هنوز نوای موسیقی آغاز نشده، خبر از ماجرایی پرتنوع دادند.

ماجراهای اجرای آن روز کم نبود و هرکدام تفسیر و تحلیل جدا می‌طلبد، اما راستش کار ارکستر پارس که به پایان رسید، به یادم آمد که چرا آستان سازمان ملل به شعر سعدی مرصع است، همان شعری که بنی‌آدم را اعضایی همبسته می‌داند.
یکی از خوانندگان تک‌خوان یا سولیست به‌سان سیاه‌پوستان آراسته شده بود و دیگری شبیه به ژاپنی‌ها؛ باقی هم هرکدام نمادی از فرهنگی دیگر بر چهره و دوش داشتند. باری، داستان که سرآغاز گرفت و جادوی موسیقی که جاری شد، معنای این تنوع نیز آشکار گشت. هر فرهنگ سهمی در تکمیل شدن روایت موسیقی داشت و انگاری بنا بود که ما با شنیدن این موسیقی و دیدن نمایش، تنوع زیست و زبان و زندگی‌هامان را به یاد آوریم. از سوی دیگر پیکر عظیمی که این نمایش را ممکن می‌ساخت، مجموعه‌ای بود متشکل از 384 نوازنده و خواننده که همچون اعضای یک پیکر با همدیگر همکاری می‌کردند و تنها 34 نفر از این‌ها حرفه‌ای بودند که در جایگاه مربی یا کمک‌مربی مشغول فعالیت هستند. حتی تصورش هم دشوار است! 384 نفر؟!

به‌راستی این تعداد اجراکننده‌ی حرفه‌ای هم در کنار یکدیگر به‌دشواری همچون اجزاء ساعت کار می‌کنند، چه رسد به جمعی از جوانان که برخی‌شان شاید ده بار هم بر صحنه‌های اجرا گام نگذاشته‌اند. البته سابقه‌ی ناصر نظر در گردآوردن جمع‌های این‌چنینی هیچ کم نیست. در همان دهه‌های شصت و هفتاد که گاه فکر کنسرت و اجرای موسیقی هم به گمان بسیاری هراسناک بود، او گروه‌های صد و اندی‌نفره را بر صحن تالارهای کهنه و نو می‌برد و با زبان موسیقی پیامی رساتر از هر پیام دیگر به گوش دیگران می‌رساند، پیامی که نشنیدنش دشوارتر از شنیدنش بود.

این همبستگی هم نیازمند پذیرفتن و دریافتن تفاوت‌ها و تنوع‌هاست و چه زبانی بهتر از موسیقی تا همه‌مان را یکجا و یک‌زبان گرد آورد تا همراه شویم و تنوع‌هامان را دریابیم؟

چون نیک بنگریم ویژگی های عدیده و بسیار ستودنی در تمام اجرا موج می‌زد. باید اذعان داشت که دیدن و شنیدن مواردی که عرضه شد بی‌شک جزو دقایق عمر بیننده‌ی آگاه محسوب نشده است.

350 غیرحرفه‌ای که میانگین سنی آنان 12 سال بود، برنامه‌ای را به نمایش گذاردند که تقریب نزدیک به تحقیق می‌توان گفت فضای حرفه‌ای را متصور می‌شدند.

156 کوبه‌ای، 18 نوازنده‌ی ادوات ایرانی، 2 خواننده و 2 راوی که مولانا را نقل قول می‌کردند.

اگر به ذات موارد عرضه‌شده توجه کنیم، مجریان با بهره‌گیری از واژه‌ها آدمیان را از زیاده‌خواهی، خودپسندی، خود محوری و ددمنشی پرهیز می‌دادند و مهراندیشی، اخلاق‌مداری و در غایت همبستگی و انسانیت را توصیه می‌نمودند.

آنچنان که حضرت مولانا فرمود:

دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر                   
                                                کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
یک دست جام باده و یک دست جعدیار   
                                               رقصی چنین میانه ی میدانم آرزوست
من هم رباب عشقم و عشقم ربابیست    
                                             وان لطفهای زخمه ی رحمانم آرزوست.
 

 

 
 
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به آموزشگاه موسیقی پارس می باشد.
Designed by Simatarh.com